جغد پیر زوزه کش هم بر لب ایوان
مه به زیر پاره ابری غایم
جانمازم باز...
بر لب ایوان٬
نغمه ها دارند...
جغد و باد
باد٬ نرم نرمک می گشاید رخ ز مه
می نماید روی مهرو را سپید
ابرها را می برد سویی دگر
می دهد دل را نوید
می دهد بر دل امید
خدایا...
ماه اصلی را آیا... می توانم دید
می کنم نجوا٬
خدا بر من عطا فرما دیدن ماه اصلی را...
۱۶/۷/۸۶